تبليغاتX
امام مهدی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

نمی دونم چی باعث شد که دوباره نوشتن را شروع کنم .اگر یه نگاه به آخرین پستم بندازید می بینید که ماله یک ساله پیشه.توی این مدت نتونستم بنویسم شاید قسمت نبوده ولی حالا سعی می کنم بنویسم و خوب هم بنویسم و اون طور که شایسته هست بنوسم .فقط هم از خودش کمک می خوام و می گم

                                               یا مهدی ادرکنی

 

 

+ نوشته شده توسط مصطفی در شنبه 19 خرداد1386 و ساعت 4:51 PM |
 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

حکمت غیبت

  باید بدانیم غیبت حضرت ولی عصر(عج) طبق تقدیری است که از جانب خدای سبحان مقدر شده و حکمت هایی دارد، شاید یکی از علتها مساعد نبودن موقعیت زمانی باشد، همان طور که پیامبران برای ارشاد امت خود قیام کرده ولی به علت جهالت آنان با خطرهای جدی مواجه شدند و بالاجبار از امت خویش دوری گزیدند؛ مانند حضرت رسول اکرم(ص) که از ترس جان خود، مدتی را در شعب ابوطالب عموی بزرگوارشان گذراندند.

 

   حضرت ادریس(ع) نیز مدت بیست سال از ترس امت گمراه خود که دعوت او را رد کرده بودند غیبت کردند. حضرت موسی(ع) هم مدتی را دور از امت خویش سپری کردند به امید آن که فرصتی پیش آید تا ایشان بتوانند حق را احقاق کرده و باطل را ریشه کن نمایند.

 

   اصولا انبیا و اولیا هدفشان به اجرا گذاشتن قانون الهی بوده است، به همین دلیل برای حفظ جان خود سعی می کردند تا در زمان مناسب به اهداف خود دست پیدا کرده و سپس تسلیم سرنوشت شوند.

 

   خداوند متعال نیز حضرت مهدی(عج) را برای ریشه کردن هر نوع ظلم و ستم حاکم ذخیره کرده و آن حضرت را تا فرا رسیدن اجل حتمی از بلا محفوظ خواهند داشت و بر خلاف گذشته، ستمگران کوچک و بزرگ فرصتی نخواهند یافت تا خدشه ای به وجود نازنین آن یگانه حجت عالم وارد سازند.

 

   دلیل دیگری که می توان برای غیبت ایشان قایل شد، کثرت گناه و عدم اتحاد و انسجام در میان مسلمانان جهان است، و دیگر، عدم شناخت و نداشتن اطلاعات لازم در مورد آن سرور که سبب تاخیر در ظهور می شود، و علت دیگری که می توان در مورد غیبت در نظر گرفت، عدم شایستگی و توبه عده ای از افراد و طلب نکردن آن حضرت از جانب خدای منان است، در واقع هر حرکت سویی، سبب تاخیر در ظهور می شود و هر چه غیبت به تاخیر افتد مصیبت و گرفتاریهای مردم جهان هم بیشتر خواهد شد.

 

   علت دیگری برای غیبت حضرت مهدی(عج) آزمایش همگان است که خداوند برای دوست و دشمن قرار داده است و بدون شک غیبت آن حضرت تا پایان آزمایشات الهی و احقاق نتیجه باقی خواهد ماند.

 

   در غیبت، نعمانی از محمد بن خلاد روایت می کند که گفت: از حضرت موسی کاظم(ع) شنیدم که فرمود:

                            « احسب الناس ان یترکوا ان یقولو وهم لا یفتنون »

« آیا مردم گمان کردند که (خداوند) آنان را به حال خود می گذارد که بگویند ایمان آوردیم و امتحانی هم ندهند؟ »

 

   سپس (حضرت از من در مورد این آیه شریفه پرسید) مقصود چه امتحانی است؟ عرض کردم: قربانت گردم به نظر ما مقصود آزمایش در امر دین است. حضرت فرمود: « مانند طلا امتحان می شوند؛ همچون طلا خالص می گردند.»

 

   روایت است: خداوند مرگ و حیات را قرار داده تا مردم را امتحان کند و معلوم شود کدام یک از بندگان از حیث عمل بهتر هستند. باید توجه کرد که بر سر دوراهی ها و تردیدها، آن که مخالف هوای نفس و نزدیک به رضای الهی است انتخاب شود؛ زیرا امتحان سنت الهی است و همه در دنیا امتحان می شوند حتی بندگان خوب خدا.

 

   حضرت امیرالمومنین علی(ع) در این باره می فرمایند:

   « و حتی لا یبقی منکم الا کالکحل فی العین!. هیهات، هیهات، لا یکون فرجنا حتی یذهب الکدر و یبقی الصفو.»

   « تا از شما باقی نباشد جز به مقدار سرمه در چشم! هیهات، هیهات که فرج ما واقع نمی شود مگر بعد از آن که تیره ها از بین بروند و فقط صاف ها بمانند.»

 

امام جواد(ع) می فرمایند: « امام بعد از من، پسرم (امام هادی) است که امر او، امر من و گفته او، گفته من و اطاعت او، اطاعت من است و امام بعد از او پسرش حسن(امام حسن عسگری) است که امر او، امر پدرش، گفته او، گفته پدرش و اطاعت او، اطاعت پدرش می باشد (آنگاه امام جواد سکوت کردند) عرضه شد: ای فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن کیست؟ (امام جواد) به شدت گریست و فرمود: بعد از حسن، پسر او قائم و منتَظر است.

   گفته شد: چرا به او «قائم» گفته می شود؟ فرمود: زیرا او بعد از آنکه یادش از بین می رود، قیام می کند و پس از آن که بیشتر قایلان به امامتش از اعتقاد خود بازگردند او ظهور می کند.

 

   گفته شد: چرا به او «منتَظر» می گویند؟ فرمود: زیرا برای او غیبتی طولانی هست که مومنان مخلص، ظهور او را انتظار می کشند و صاحبان شک او را انکار می کنند و منکران نام و یاد او را مسخره می نمایند، (بدانید) هر کس وقت تعیین کند دروغ می گوید، هرکس شتاب کند هلاک می شود، هرکس تسلیم اراده خدا شود نجات می یابد.»

 

   در حدیث دیگر نقل شده است:

« در قائم ما شش نشانه از شش پیامبر است: نشانه ای از حضرت نوح، نشانه ای از حضرت ابراهیم، نشانه ای از حضرت موسی، نشانه ای از حضرت عیسی، نشانه ای از حضرت ایوب و نشانه ای از حضرت محمد(ص).

نشانه اش از حضرت نوح، طول عمر اوست.

نشانه اش از حضرت ابراهیم، تولد پنهان و گوشه گیری او از مردمان است.

نشانه اش از حضرت موسی، مخفی بودن ولادت و غیبت اوست.

نشانه اش از حضرت عیسی، اختلاف مردم در حق اوست.

نشانه اش از حضرت ایوب، فرج بعد از شدت و گشایش بعد از گرفتاری است.

نشانه اش از حضرت محمد(ص)، خروج او با شمشیر است.»

 

   حضرت قائم(عج) در نامه ای به سفیرش محمد بن عثمان این چنین می نویسد:

« اما در مورد علت غیبت، خدای تبارک و تعالی می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید! هرگز نپرسید از مسایلی که اگر فاش شود شما را اندوهگین سازد ... هر یک از پدران من، بیعتی از طاغوت های زمان به گردن داشتند ولی به هنگامی ظهور خواهم نمود که بیعت احدی از طاغوت ها به گردنم نباشد.

    اما کیفیت انتفاع مردم از وجود من ذر زمان غیبت همانند انتفاع آنان از خورشید است هنگامی که ابرهای تیره آن را بپوشاند، من امان برای اهل زمین هستم، همان طور که ستارگان امان برای اهل آسمان است،

   در مورد مسائلی که به شما سودی نخواهد داشت پرسش نکنید و در مورد آنچه برای شما بیان شده، خود را به زحمت نیندازید و در رابطه با تعجیل فرج، بسیار دعا کنید که فرج شما نیز به آن بسته است و سلام بر کسی که از هدایت پیروی کند.

 

 اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

 

+ نوشته شده توسط مصطفی در چهارشنبه 13 اردیبهشت1385 و ساعت 2:22 PM |

 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

سرگذشت ولادت حضرت ولی عصر(عج)

 

    حضرت وليعصر عليه السلام روز نيمه شعبان 255 هجري قمري از پدرش امام حسن عسگري(ع) و از مادرش حضرت نرجس خاتون(ع) متولد شد و کيفيت تولد آن حضرت از زبان مبارک حضرت حکيمه خاتون، دختر امام محمد تقي(ع) و عمه امام حسن عسگري(ع) بدين شرح است:

 

   او مي گويد شب نيمه شعبان سال 255 هجري قمري حضرت امام حسن عسگري(ع) مرا خواست و فرمود امشب نيمه شعبان است. لطفا نزد ما باش، ضمناً خدايتعالي امشب مولودي را متولد مي کند که حجت او در روي زمين است.

 

   عرض کردم: مادرش کيست؟ فرمود: نرجس عليها سلام.

 

   گفتم: فدايت گردم! اثري از حاملگي در نرجس خاتون (ع) نيست.

 

   فرمود: همين است که مي گويم.

 

   سپس به خدمت حضرت نرجس خاتون رفتم، سلام کردم و نشستم. او خواست لباس مرا عوض کند و کفشهاي مرا بيرون آورد.

 

    فرمود: بانوي من شب بخير.

 

   گفتم: بانوي من  بانوي خاندان ما توئي.

 

   فرمود: نه، من کجا و اين مقام بزرگ.

 

   گفتم: دختر جان امشب خدايتعالي پسري به تو عنايت مي کند که سرور دو جهان خواهد بود.

 

    وقتي اين کلام را از من شنيد با کمال حجب و حيا سر را به زير انداخت و رفت گوشه اي از اطاق نشست. من نماز مغرب را خواندم و افطار کردم و خوابيدم. ولي منتظر مقدم ولي خدا بودم. خبري نشد، سحر براي اداء نماز شب بيدار شدم. ديدم باز هم حضرت نرجس(ع) خوابيده است. با خودم فکر مي کردم که چگونه امام هادي(ع) فرمود که امشب فرزندش متولد مي شود؟

 

   ناگهان صداي امام حسن عسگري(ع) بلند شد و فرمود عمه جان تعجب نکن که وقت تولد فرزندم نزديک است. من وقتي صداي آنحضرت را شنيدم مشول سوره الم سجده شدم و سپس سوره يس را خواندم که ناگهان ديدم حضرت نرجس(ع) از خواب پريده، مضطرب است. نزد او رفتم.

 

   گفتم: آيا چيزي احساس مي کني؟

 

   گفت: بلي.

 

    گفتم: دلت را محکم نگه دار. اين مولود همان مژده اي است که به تو دادم. پس از آن هر دو نفر خوابيديم. من خوابم برده بود. وقتي بيدار شدم، ديدم طفل متولد شده و صورت روي زمين گذاشته و خدا را سجده مي کند. آن ماه پاره را در آغوش گرفتم. ديدم پاک از جميع آلودگيهائيکه ساير کودکان دارند، مي باشد. بعد از آن حضرت امام حسن عسگري(ع) از آن اطاق صدا زد که عمه جان، فرزندم را نزد من بياور. من او را نزد امام حسن عسگري(ع) بردم. امام دست زير رانها و پشت بچه گرفتند و پاهاي او را به سينه چسباندند و زبان به دهان او گذاشتند و دست بر چشم و گوش و بندهاي او کشيدند و فرمود: پسرم با من حرف بزن. آن طفل زبان باز کرد و گفت:

  اشهد ان لا اله ال الله وحده لا شريک له و اشهد ان محمد رسول الله و سپس بر امير المومنين و ائمه اطهار(ع) صلوات فرستاد. وقتي به نام پدرش رسيد چشمهايش را باز کرد و سلام را داد.

 

    پس از آن حضرت عسگري(ع) به من فرمودند: عمه جان او را نزد مادرش ببر تا به او هم سلام کند و بعد او را نزد من بياور. من او را نزد مادرش بردم، چشم باز کرد و به مادرش هم سلام کرد و مادرش جواب سلام را داد و او را به من باز گرداند و من او را نزد پدرش بردم و تحويل دادم. حضرت عسگري(ع) فرمود:

 

    عمه روز هفتم ولادتش نيز بچه را به نزد من بياور. صبح روز 22 شعبان که به خدمت امام رسيدم، روپوش از روي او برداشتم، ولي بچه را نديدم. عرض کردم: فدايت گردم، بچه چه شد؟

 

    فرمود: عمه جان او را به کسي سپردم که مادر موسي فرزند خود را به او سپرد و به نقلي ديگر چون روز هفتم به حضور امام شرفياب شدم، فرمود: عمه فرزندم را بياور. او را در قنداقه پيچيده نزد حضرت بردم. امام مانند بار اول فرزند دلبندش را نوازش فرمود و زبان مبارک بر دهان او که گوئي شير و عسل به او مي خوراند سپس فرمود: فرزندم با من سخن بگو.

 

   گفت: اشهد ان لا اله الا الله آنگاه به پيغمبر خاتم(ص) و امير المومنين(ع) و يک يک ائمه و پدر بزرگوارش درود فرستاد و سپس اين آيه شريفه را تلاوت فرمود: و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين و نمکن لهم في الارض و ... سوره قصص آيه 4.

                                                              

 اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مصطفی در چهارشنبه 13 اردیبهشت1385 و ساعت 1:58 PM |

بسم الله الر حمن الرحیم

السلام علیک یا رسول الله (ص)

                                 السلام علیک یاجعفر بن محمد الصادق(ع)

سال روز تولد پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی(ص) وفرزند بزرگوار ایشان امام جعفر صادق(ع) موسس مذهب جعفری بر تمام مسلمانان مبارک باد.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه 27 فروردین1385 و ساعت 11:49 AM |

بسم الله الر حمن الرحیم

سلام بر مسلمین

هفته وحدت بر تمام مسلمانان جهان به خصوص ایرانیان مبارک باد.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه 27 فروردین1385 و ساعت 11:38 AM |

 بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

سلام بر تمام ایرانیان

دستیابی ایران به چرخه کامل سوخت هسته ای را به امام عصر (عج) و تمام ملت غیور ایران تبریک عرض می کنم.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مصطفی در چهارشنبه 23 فروردین1385 و ساعت 5:21 PM |

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

 آغازامامت و ولایت عهدی حضرت ولي عصر (عج)

برعاشقان و منتظران آن حضرت تبريک و تهنيت باد

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ

صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

 

+ نوشته شده توسط مصطفی در شنبه 19 فروردین1385 و ساعت 11:28 AM |